یکم. همین یک سال پیش بود که خبر اعتراض یک بازیگر(رضا بهبودی بازیگر نمایش «گفتگوی بر جای ماندگان») به تماشاگری که با موبایلش مشغول فیلم گرفتن از تئاتر بود، خبرگزاریها را پر کرد. سال پیش از آن نیز اقدام عجیب وحید رهبانی(بازیگر نمایش «بازی یالتا») در قطع نمایش و اعتراض به یکی از مخاطبان و از سرگیری دوبارهی نقش، سروصدای بسیاری به همراه داشت. این دو نمونه، فقط مشتی نمونهی خروار از وقایعی هستند که در سالنهای تئاتر اتفاق میافتد.
دوم. خاستگاه تئاتر را آیینهای نمایشی میدانند و هنوز هم تئاتر، بسیار از این خصوصیات آیینی را حفظ کرده است. برخی از این آیینها متوجه گروههای نمایشی و برخی دیگر مربوط به مخاطبان و تماشاگران است. تنوع شیوههای اجرایی در تئاتر، البته این آیینها را نیز دچار تغییر و تحول کرده است اما به هر حال مسئلهی مهم این است که اگر مخاطبان نسبت به وظایف خود در این آیین آگاه نباشند و یا به هر دلیلی آنها را رعایت نکنند، نتیجه اخلال در روند برگزاری تئاتر/آیین خواهد بود. همانطور که گروههای اجرایی تلاش میکنند تا در اجرای یک تئاتر وظایف خود را به نحو احسن انجام دهند، تماشاگر و مخاطب تئاتر هم باید وظیفهی خود را به بهترین شکل انجام دهد.
سوم. تماشای تئاتر امری جمعیست و به ندرت میتوان تئاتری حتی ساختارشکن را یافت که برای فقط یک مخاطب اجرا شود. این تجربهی جمعی، خواهینخواهی ایجاب میکند که یک مخاطبِ تئاتر نه تنها به تئاتر بلکه به دیگر مخاطبان نیز احترام بگذارد. در واقع مخاطب تئاتر نه تنها در قبال تئاتر بلکه در قبال دیگر مخاطبان نیز مسئولیت دارد.
مخاطبان تئاتر به طور معمول برای دیدن تئاتر به سالنهای تئاتر میروند. آنها انتظار دارند در محیطی ساکت و آرام با بیشترین تمرکز تئاتر ببینند. هر مخاطبی مسئولیت دارد که به این اراده و خواست جمعی احترام بگذارد.
چهارم. تئاتر در ایران هر چند قدمتی به اندازهی غرب ندارد ولی همین تاریخ یکصدساله هم کافیست تا بتوانیم از فرهنگ تماشای تئاتر سخن بگوئیم و اهالی تئاتر هم بهجاست که از مخاطبان خود انتظار داشته باشند که این فرهنگ را رعایت کنند. فرهنگ تماشای تئاتر(وظایف تماشاگر تئاتر) چیزی چندان پیچیده نیست و بنیان آن چنانچه ذکر شد بر دو مسئله استوار است: رعایت حال گروه اجرایی و رعایت حال دیگر تماشاگران. با این حال برخی موارد را(که کم و بیش از جانب مخاطبان اتفاق افتاده و میافتد) در ذیل این مطلب به عنوان یک مخاطب تئاتر، عنوان میکنم. اینها تمام مسائل را در برنمیگیرند و بسیاری از خوانندگان این مطلب قطعا در تجارب خود به عنوان تماشاگر تئاتر، با مسائل دیگری نیز مواجه شدهاند.
- آوردن بچهها به تئاتر و آموزش آنها برای دیدن تئاتر، عملی شایستهی ستایش است اما اگر بچههای ما هنوز به سنی نرسیدهاند که بتوانند تئاتر را تحمل کنند و به همین دلیل صدای اعتراضشان بلند میشود، نتیجهای جز آزار دادن گروه اجرایی و تماشاگران دیگر و خود بچهها ندارد. اگر به گروه اجرایی و به دیگر تماشاگران رحم نمیکنید حداقل به بچههای خودتان رحم کنید.
- حرف زدن یک فعالیت معمول انسانیست اما تئاتر محلی مناسبی برای این فعالیت نیست. مخاطبان تئاتر برای شنیدن حرفهای ما به تئاتر نیامدهاند. آنها آمدهاند تا حرفهای بازیگران را بشنوند. اگر حرفی داریم که باید به دوستمان بگوئیم محلهای بسیار مناسبتری از صندلی تماشاگران تئاتر وجود دارد.
- یکی دو ساعت دوری از موبایل و ارتباطات موبایلی تا جایی که من تجربه کردهام، هیچ خللی در زندگی ما ایجاد نمیکند. اخبار خوب یا بد با تاخیری یکی دو ساعته اگر به ما برسند، دنیا کنفیکون نمیشود. هیچ ایرادی ندارد اگر قبل از ورود به سالن به کسانی که احتمال دارد به ما زنگ بزنند بگوئیم که برای دیدن تئاتر میرویم و برای مدت محدودی به موبایل دسترسی نخواهیم داشت.
- خوردن پفک و چیپس و تنقلات، علاوه بر اینکه حتی هنگام دیدن تئاتر هم ضررهای معمول خود را به همراه دارند، موجب ایجاد موسیقی ناخوشایندی میشوند که گوشهای تماشاگرانی را که اطراف شما نشستهاند را آزار میدهند. اگر به گوش دیگران اهمیت نمیدهید حداقل به سلامت خود اهمیت قائل شوید.
- سالنهای تئاتر معمولا در محوطههای بیرونی خود مجهز به دستشویی هستند. عیبی ندارد که ما با بدن خود به توافق برسیم و قبل از وارد شدن به سالن تئاتر مواد اضافی را دفع کنیم تا بتوانیم با خیال راحت به تماشای تئاتر بنشینیم.
- خندیدن در تئاتر مخصوصا در تئاترهای کمدی رفتاری معمول است. اما همچنان که ما در میان جمع بسیاری از رفتارهای خود را کنترل میکنیم، ایرادی ندارد که خندههایمان را هم در سالن تئاتر کنترل کنیم.
- تماشاگران تئاتر برای دیدن تئاتر میروند و انتظار دارند که دیگران هم به تماشای تئاتر مشغول باشند نه اینکه آنها را دید بزنند. دید زدن یک تماشاگر زیبارو جای مناسبتری میطلبد که از نور کافی برخوردار باشد.
- تئاترها در یک ساعت بهخصوص شروع و در یک ساعت بهخصوص تمام میشوند. ساعت اجرای تئاترها اغلب در فضاهای مجازی و بنرها و پوسترها اعلام میشود. باور کنید اگر دیر به تئاتر برسیم نه تنها کسی از ما تقدیر نمیکند بلکه خدا میداند چه فحشهایی نثارمان میشود.
اینکه ما اولین چیزی که در هر دعوت از خودمان میپرسیم جملهی: «حالا چی بپوشم؟» است، دغدغه اصلی آداب تئاتر رفتن نیست؛ آنچه مهم است اینکه خیلی از ما نمیدانیم سالن تئاتر و کنسرت تنها یک مکان عمومی مثل اتوبوس نیست که هرکس بنشیند و ایستگاه بعد پیاده شود؛ بلکه هر حرکت ما، حرف ما و بهطور خاص سروصدای ما روی بغلدستیِمان تاثیر میگذارد و ممکن است حتی حال این “دیوانهوار عاشق هنرها” را خراب کند.
پوشش
بگذارید راحت بگویم: ما به کاخ ناپلئون نمیرویم و از طرفی هم پیکنیک نیامدهایم. نباید لباسی فاخر مانند فراگ بپوشیم که ما را با رهبر ارکستر اشتباه بگیرند، از سویی تیشرت باب اسفنجی با یک شلوار جینِ گلوگشاد و دمپایی لاانگشتی، بیشتر مخصوص بعدازظهر جمعههااست، آن هم روی پشت بام، تا سالن نمایش. لباسی را انتخاب کنیم که در مراسم رسمی و یا ادارهها میپوشیم. همین که مرتب باشد و رسمی، کاملاً آداب تئاتر رفتن را رعایت کردهایم.
نمایش را زهر مار کسی نکنید
حتی اگر ما بینندهای حرفهای نباشیم که لحظهلحظهی نمایش -چه کنسرتی کلاسیک باشد و چه تئاتری فاخر- برایمان مهم باشد، بهتر است حواس خود را به اطراف جمع کنیم. باید بپذیریم اینجا سالن نمایش است؛ با سالن سینمایی که سالهای کودکی با 5 نفر از دوستانمان رفتهایم، متفاوت است. باید آداب تئاتر رفتن را رعایت کنیم. به خودتان فکر کنید؛ اگر به دقت در حال گوش دادن به دیالوگِ بازیگر نقش اصلی آنهم در نقطه اوج نمایش باشید و بغلدستیتان پاکت چیپسش را باز کند و خِرتوخِرت چیپس بخورد، خوب است؟!
خرّوپف منفورتان میکند
مطلب مهمی که برای بینندگان فرهیخته تئاتر مهم است و از شاخصترین آداب تئاتر رفتن، اینکه: «بابا توروخدا نخوابید». اینکه اینجا ایران است و ما بهعنوان بیننده همهی سروصداها اعم از سرفه، عطسه، فین و انواع صداهای مختلف از موبایلها را پذیرفتهایم، دلیل نمیشود که صدای خروپف بغلدستیمان را هم تحمل کنیم! وقتی دیالوگها جذاب نیست و اول دهندرههای بلند آغاز شود و سپس خواب، خروپف کردن ما را به منفورترین بیننده تبدیل میکند.
سرِ ساعت برسید
شکی نیست که هنریها انسانهایی بسیار مهربان و لطیف هستند و اگر ما وسط نمایش دیر برسیم و بیست بار هم پای دیگران را له کنیم و ببخشید، ببخشیدگویان رد شویم، صدایشان هم در نمیآید. اما در نظر داشته باشیم، آن ببیندگانِ دیوانهوار عاشق تئاتر، ممکن است با تمرکز مشغول دیدن صحنه نمایش باشند و وقتی پایشان را له میکنیم، بهجای انگشت کوچکشان، قلبشان به درد میآید: « بابا زشت است». ما ساکن کلانشهر تهرانیم و میدانیم که ترافیک است، شلوغ است، پس یکی از اصلیترین آداب تئاتر رفتن، دیر نرسیدن است.
.
منابع:
.https://ebultan.com
.https://deltapayam.com
.https://img9.irna.ir






مجله مد و پوشاک و زیورآلات












