مورگان ریدل دو ماه پس از تأیید جداییاش از تیلور فریتز، از دلیل نپذیرفتن حمایت مالی این ستاره تنیس در طول رابطه ششسالهشان گفت و تأکید کرد استقلال مالی برای او همیشه یک اصل مهم بوده است.
مورگان ریدل (Morgan Riddle)، اینفلوئنسر حوزه مد، در گفتوگویی که ۲۴ ژوئن در پادکست Hot Smart Rich انجام داد، توضیح داد که از همان ابتدای رابطه با تیلور فریتز (Taylor Fritz) تصمیم داشته هویت و آزادی شخصی خود را حفظ کند و به همین دلیل حاضر نشده هزینههای زندگیاش را به طور کامل به شریک عاطفیاش بسپارد.

او گفت: «اوایل رابطه، یک مقطعی بود که او گفت: “خب، تو باید شغل شرکتیات را کنار بگذاری.”» ریدل ادامه داد: «و من گفتم: “این کار را میکنم، اما باید یک کار دیگر برای انجام دادن پیدا کنم.”»
به گفته او، فریتز در پاسخ گفته بود: «“من میتوانم همه چیز را مدیریت کنم.”»
با این حال، ریدل تأکید کرد چنین مدلی از رابطه چیزی نبود که او به دنبالش باشد. او گفت: «من گفتم: “فکر نمیکنم این ایده درستی باشد.” چون شریکهای دیگری را در تور دیده بودم که در چنین موقعیتی بودند و در آن شرایط، آدم حس آزادیاش را از دست میدهد.» او افزود: «برای من همیشه خیلی مهم بود که مستقل باشم.»
این چهره ۲۸ ساله همچنین توضیح داد که اگرچه در جریان مسابقات تنیس بارها در جایگاه مخصوص فریتز دیده میشد، اما زندگیاش در سفرها فقط به همراهی او خلاصه نمیشد. ریدل گفت: «وقتی در تور سفر میکردم، کارهای خیلی زیادی را بدون او انجام میدادم.»

او در ادامه یادآور شد: «به موزه میرفتم، خرید میکردم، سراغ خرید لباسهای وینتیج میرفتم. همیشه به سفرهای دخترانه میرفتم. من به پول خودم نیاز داشتم تا مثلاً به سفر دخترانه در ایبیزا بروم. قرار نبود از او بخواهم این کار را برایم انجام دهد.»
مورگان ریدل در بخش دیگری از صحبتهایش عنوان کرد اگر تنها منبع مالی رابطه، تیلور فریتز بود، احتمالاً زندگی برایش رضایتبخش به نظر نمیرسید. او گفت: «اگر پول خودم را به دست نمیآوردم، آیا همه این سفرها را با دوستانم داشتم؟ آیا میتوانستم این تجربهها را برای خودم بسازم و حتی یک ثانیه هم بابت آن احساس عذاب وجدان نداشته باشم، فقط چون آن پول، پول خودم بود؟»
او در عین حال اعتراف کرد که برای مدت کوتاهی از نظر مالی به فریتز متکی بوده، اما همان تجربه کوتاه هم باعث شده متوجه شود این وضعیت برایش مناسب نیست. ریدل گفت: «من خودم را میشناختم و میدانستم در همان چند هفتهای که در تور درآمدی نداشتم، میتوانستم ببینم که کمکم دارم از او دلخور میشوم.»
او دلیل این احساس را چنین شرح داد: «چون من کارهای زیادی برای او انجام میدادم و خیلی کار میکردم. مثلاً لباسها را میشستم و مطمئن میشدم بهموقع بیدار شود. اینها کارهایی است که در یک رابطه انجام میدهی، وقتی شریکی داری که خیلی، خیلی پرمشغله است و با مسائل زیادی درگیر است.»
ریدل در پایان گفت: «برای من، فقط میدانستم که باید چیزی داشته باشم که تمرکزم روی آن باشد و بیرون از او تعریف شود.»
![]()






























