![]()
کتاب صوتی داستانهای هزار و یک شب
قصه شب 751 هفتصدو پنجاه و یک
حکایت بدر باسم و جوهره
کشتی به کوهی برآمده بشکست و هر که در کشتی بود غرق شد مگر بدرباسم که به تختهای از تختههای کشتی بنشست و آن تخته را باد همیبرد تا اینکه پس از نه روز آن تخته به کنار دریا برسید.
در آنجا شهری دید از عاج سپیدتر و آن شهری بود بلندبنیان که آب دریا به دیوار آن شهر همیخورد.
مقدمه: «هزارویک شب» ترجمهی عبداللطیف تسوجی تبریزی انتشارات هرمس چاپ اوّل 1383 به روایتِ شهرزاد فتوحی تنظیم از مجتبی میرسمیعی، آغاز میکنم روایتِ هزارویک شب را، که این آغاز، برایم امید است و نیرویِ امید تا به یادگار بماند از آنچه میتوانم و آنچه هستم باشد که قصّه، غصّهها را بشوید باشد که قصّه، چترِ باران غصّهها شود باشد که قصّه، صدفِ آرامشی باشد در دریاهای توفانی این جهان… / شهرزاد فتوحی
*️⃣ راهنمای پخش “داستانهای هزار و یک شب
قصه شب 751 هفتصدو پنجاه و یک” در تماشاخانه و مدیاکلاب لیلیت
1️⃣ درصورت استفاده از فیلترشکن/پروکسی روی دستگاه خود، بهتر است آن را غیرفعال کنید!
2️⃣ محتوای صوتی و تصویری از سایتهای بصورت رایگان اشتراکگذاری گردیده است، که نام منبع آن در همین صفحه درج گردیده است.
3️⃣ درصورت وجود هرگونه مشکل در پخش، لطفاً از طریق گزینه [پیامگیر گوشه چپ صفحه] ، مورد را به ما اطلاع دهید.