![]()
کتاب صوتی داستانهای هزار و یک شب
قصه شب 742 هفتصدو چهل و دو
حکایت بدر باسم و جوهره
کُحلی که در نزد ماست به چشمان او بکشیدم و نامهایی که در خاتم سلیمان نقش گشته بر او بخواندم. تو دیگر پس از این از غرق بر او بیم مدار که او در دریا چنان رود که شما در صحرا همیروید.
همه گونه یاقوت و زمرّد و سیصد گوهر بزرگتر از تخم کبوتر به در آورد که پرتو آنها به پرتو آفتاب غالب بود.
در دریا گوهر و یاقوت بیشتر از ریگهاست که در بیابان است.
مقدمه: «هزارویک شب» ترجمهی عبداللطیف تسوجی تبریزی انتشارات هرمس چاپ اوّل 1383 به روایتِ شهرزاد فتوحی تنظیم از مجتبی میرسمیعی، آغاز میکنم روایتِ هزارویک شب را، که این آغاز، برایم امید است و نیرویِ امید تا به یادگار بماند از آنچه میتوانم و آنچه هستم باشد که قصّه، غصّهها را بشوید باشد که قصّه، چترِ باران غصّهها شود باشد که قصّه، صدفِ آرامشی باشد در دریاهای توفانی این جهان… / شهرزاد فتوحی
*️⃣ راهنمای پخش “داستانهای هزار و یک شب
قصه شب 742 هفتصدو چهل و دو” در تماشاخانه و مدیاکلاب لیلیت
1️⃣ درصورت استفاده از فیلترشکن/پروکسی روی دستگاه خود، بهتر است آن را غیرفعال کنید!
2️⃣ محتوای صوتی و تصویری از سایتهای بصورت رایگان اشتراکگذاری گردیده است، که نام منبع آن در همین صفحه درج گردیده است.
3️⃣ درصورت وجود هرگونه مشکل در پخش، لطفاً از طریق گزینه [پیامگیر گوشه چپ صفحه] ، مورد را به ما اطلاع دهید.