![]()
نمکی پسر بازیگوشی بود. او بدون توجه به گلها، برگ و شاخهی درختان و گاهی شیشه خودشان یا همسایه را میشکست. یک روز نمکی با یک شوت محکم، گل توی باغچه را شکست. سپس صدایی شنید. صدا از نگهبان گل بود که گریه میکرد. آخر نمکی بال او را زخمی کرده بود. نگهبان گل برای نمکی توضیح داد که…
راوی: سمینا / منبع : رادیو کودک
*️⃣ راهنمای پخش “قصه پیش از خواب، نمکی و نگهبان گل ~آرزو صادقی” در تماشاخانه و مدیاکلاب لیلیت
1️⃣ درصورت استفاده از فیلترشکن/پروکسی روی دستگاه خود، بهتر است آن را غیرفعال کنید!
2️⃣ محتوای صوتی و تصویری از سایتهای بصورت رایگان اشتراکگذاری گردیده است، که نام منبع آن در همین صفحه درج گردیده است.
3️⃣ درصورت وجود هرگونه مشکل در پخش، لطفاً از طریق گزینه [پیامگیر گوشه چپ صفحه] ، مورد را به ما اطلاع دهید.