![]()
قصه کودکانه وروجکها هر روز خونهمون شلوغ بود. من و داداشم اصلا آرامش نداشتیم. تا میخواستیم یه چرت بخوابیم صدای جیغی توی خونه بلند میشد و ما یهویی از خواب میپریدیم. بعضی وقتها هم خواب میدیدیم که اون موشه اومده ما رو بخوره. اونوقت جیغ و داد راه میانداختیم. بعد بابایی مامانی رو صدا میزد و میگفت: خانوم بدو بیا که این دوتا وروجک خونه رو گذاشتهاند رو سرشون. ما فهمیدیم که اسممون رو گذاشتهاند وروجک. چرا ولی هردوتامون یه اسم داشتیم؟ شاید چون دوقلو بویم یه اسم رومون گذاشته بودند. چند روز بعد یهدفعه خونهمون شلوغ شد. شلوغ تر از همیشه. همهی مهمونها اومده بودند…
منبع: رادیو کودک
*️⃣ راهنمای پخش “قصه پیش از خواب، وروجکها ~کودکانه” در تماشاخانه و مدیاکلاب لیلیت
1️⃣ درصورت استفاده از فیلترشکن/پروکسی روی دستگاه خود، بهتر است آن را غیرفعال کنید!
2️⃣ محتوای صوتی و تصویری از سایتهای بصورت رایگان اشتراکگذاری گردیده است، که نام منبع آن در همین صفحه درج گردیده است.
3️⃣ درصورت وجود هرگونه مشکل در پخش، لطفاً از طریق گزینه [پیامگیر گوشه چپ صفحه] ، مورد را به ما اطلاع دهید.