![]()
یکی بود، یکی نبود، یک آقا کوچولو بود که یک ماشین کوچولو داشت.ماشین کوچولوی آقا کوچولو یک بوق کوچولو داشت. بوق کوچولو صدای بلندی داشت. صدایش این بود: «بیب، بوب… بیب، بوب…» آقا کوچولو، بوق کوچولوی ماشین کوچولویش را خیلی دوست داشت. هر وقت سوار ماشین کوچولویش میشد، تند و تند بوق میزد. صدای بوقش همهجا میپیچید و گوش همه را کَر میکرد. یک روز، آقا کوچولو سوار ماشین کوچولویش بود و از یک خیابان کوچولو میگذشت. گوشهی خیابان، یک بیمارستان کوچولو بود. توی بیمارستان، آدم کوچولوهای مریض خوابیده بودند…
*️⃣ راهنمای پخش “قصه پیش از خواب، ماشین کوچولو آقا کوچولو ~کودکانه” در تماشاخانه و مدیاکلاب لیلیت
1️⃣ درصورت استفاده از فیلترشکن/پروکسی روی دستگاه خود، بهتر است آن را غیرفعال کنید!
2️⃣ محتوای صوتی و تصویری از سایتهای بصورت رایگان اشتراکگذاری گردیده است، که نام منبع آن در همین صفحه درج گردیده است.
3️⃣ درصورت وجود هرگونه مشکل در پخش، لطفاً از طریق گزینه [پیامگیر گوشه چپ صفحه] ، مورد را به ما اطلاع دهید.