![]()
آخرین پیام
داستان کوتاهی از
نادر ابراهیمی
از کتاب غزلداستانهای سالِ بد
چاپ چهارم 1357
انتشارات امیرکبیر
کمتر از نیمقرنپیش نادر ابراهیمی این داستان را نوشته است که با شرایط ِ امروز ِ جهان شاید آن را طور دیگری بشنوید و شاید بیشتر از نیمقرن دیگر باید بگذرد تا آن را طورِ دیگری دریابید.
چرا نوشتههای نادر ابراهیمی را دوست دارم و میخوانم:
نادر ابراهیمی دوست دیرین پدرم بود و سایهای از او و آثار او بر تمام دوران کودکی و نوجوانی من هست. از دیدارهای روزهای دوشنبه و بعد سهشنبه عصر که بزرگان جمع میشدند و این بچه شاید از دید آنها فقط یکی از مبلها را اشغال کرده بود و او هر بار مرا وا میداشت تا سربلند و رسا و چشمدرچشم بایستم و سلام کنم تا صبحها پیش از طلوع کوه رفتن که موجودی نادیده بودم که همچون اسفنجی کمترین نفسها و حرفها و ترانههایی را که بر لبهای همنوردان بزرگم جاری میشد میمکیدم. نوشتنِ او را دوست میدارم چون بیش از هرچیز مرا یاد خودم میآورد و یاد همه آنچه مرا ساخته است.
نویسنده نادر ابراهیمی/ اجرا شهرزاد فتوحی/ تنظیم مجتبی میرسمیعی
*️⃣ راهنمای پخش “آخرین پیام از کتاب غزل داستانهای سال بد ~نادر ابراهیمی” در تماشاخانه و مدیاکلاب لیلیت
1️⃣ درصورت استفاده از فیلترشکن/پروکسی روی دستگاه خود، بهتر است آن را غیرفعال کنید!
2️⃣ محتوای صوتی و تصویری از سایتهای بصورت رایگان اشتراکگذاری گردیده است، که نام منبع آن در همین صفحه درج گردیده است.
3️⃣ درصورت وجود هرگونه مشکل در پخش، لطفاً از طریق گزینه [پیامگیر گوشه چپ صفحه] ، مورد را به ما اطلاع دهید.