![]()
داستان صوتی هزار و هفت شب
این را مارکز معروف در یک مصاحبه تعریف کرده که یک روز ظهر وقتی مشغول استراحت بعد از ناهار بوده، پسرش با خنده میآید و میگوید : پدر تو آمده شما را میخواهد . همین طور که مارکز داشته خیره پسرش را نگاه میکرده، یک مهندس مکزیکی جوان با نام گابریل گارسیا مارکز میآید داخل و توضیح میدهد که 3 سال است که با صبر و حوصله به تلفن های یک مارکز دیگر جواب رد داده…
نویسنده : احسان رضایی /
با صدای: احسان رضایی
*️⃣ راهنمای پخش “هزار و هفت شب ~احسان رضایی” در تماشاخانه و مدیاکلاب لیلیت
1️⃣ درصورت استفاده از فیلترشکن/پروکسی روی دستگاه خود، بهتر است آن را غیرفعال کنید!
2️⃣ محتوای صوتی و تصویری از سایتهای بصورت رایگان اشتراکگذاری گردیده است، که نام منبع آن در همین صفحه درج گردیده است.
3️⃣ درصورت وجود هرگونه مشکل در پخش، لطفاً از طریق گزینه [پیامگیر گوشه چپ صفحه] ، مورد را به ما اطلاع دهید.