![]()
کتاب صوتی داستانهای هزار و یک شب
قصه شب 749 هفتصدو چهل و نه
حکایت بدر باسم و جوهره
اگر تو در دوستی یک وجب به من نزدیک آیی من یک ذراع پیش خواهم آمد و من اکنون از گرفتاران دام عشق توام و محبتی که تو را در دل است صد چندان در دل من است. پس نزدیک رفته او را در آغوش گرفت و لبان او را بوسه داد.
پس از آن او را به سینه خود چسبانیده سخنانی گفت که او نمیدانست آنگاه گفت: از این صورت به در شو و به صورت پرندهای از بهترین پرندگان که پرهای او سپید و منقار و پاهای او سرخ باشد درآی.
مقدمه: «هزارویک شب» ترجمهی عبداللطیف تسوجی تبریزی انتشارات هرمس چاپ اوّل 1383 به روایتِ شهرزاد فتوحی تنظیم از مجتبی میرسمیعی، آغاز میکنم روایتِ هزارویک شب را، که این آغاز، برایم امید است و نیرویِ امید تا به یادگار بماند از آنچه میتوانم و آنچه هستم باشد که قصّه، غصّهها را بشوید باشد که قصّه، چترِ باران غصّهها شود باشد که قصّه، صدفِ آرامشی باشد در دریاهای توفانی این جهان… / شهرزاد فتوحی
*️⃣ راهنمای پخش “داستانهای هزار و یک شب
قصه شب 749 هفتصدو چهل و نه” در تماشاخانه و مدیاکلاب لیلیت
1️⃣ درصورت استفاده از فیلترشکن/پروکسی روی دستگاه خود، بهتر است آن را غیرفعال کنید!
2️⃣ محتوای صوتی و تصویری از سایتهای بصورت رایگان اشتراکگذاری گردیده است، که نام منبع آن در همین صفحه درج گردیده است.
3️⃣ درصورت وجود هرگونه مشکل در پخش، لطفاً از طریق گزینه [پیامگیر گوشه چپ صفحه] ، مورد را به ما اطلاع دهید.