![]()
کتاب صوتی داستانهای هزار و یک شب
قصه شب 725 هفتصد و بیست و پنج
شب هفتصد و بیست و پنجم ۷۲۵ / حکایت اردشیر و حیاتالنفوس / در میان باغ قصری دید بلند و بسیار کهن که نقشها و سپیدیهای او از هم فروریخته بود. این باغ نه ملک من است و نه اجارهاش کردهام، من باغبان این باغم. در هر ماه یک دینار اجرت دارم. به خدا سوگند اندوه تو بار دوش من گردید. چه میگویی اگر کسی با تو احسانی کند؟ هر که با من احسان کند ذخیره روز رستخیز خواهد شد.
مقدمه: «هزارویک شب» ترجمهی عبداللطیف تسوجی تبریزی انتشارات هرمس چاپ اوّل 1383 به روایتِ شهرزاد فتوحی تنظیم از مجتبی میرسمیعی، آغاز میکنم روایتِ هزارویک شب را، که این آغاز، برایم امید است و نیرویِ امید تا به یادگار بماند از آنچه میتوانم و آنچه هستم باشد که قصّه، غصّهها را بشوید باشد که قصّه، چترِ باران غصّهها شود باشد که قصّه، صدفِ آرامشی باشد در دریاهای توفانی این جهان… / شهرزاد فتوحی
*️⃣ راهنمای پخش “داستانهای هزار و یک شب
قصه شب 725 هفتصد و بیست و پنج” در تماشاخانه و مدیاکلاب لیلیت
1️⃣ درصورت استفاده از فیلترشکن/پروکسی روی دستگاه خود، بهتر است آن را غیرفعال کنید!
2️⃣ محتوای صوتی و تصویری از سایتهای بصورت رایگان اشتراکگذاری گردیده است، که نام منبع آن در همین صفحه درج گردیده است.
3️⃣ درصورت وجود هرگونه مشکل در پخش، لطفاً از طریق گزینه [پیامگیر گوشه چپ صفحه] ، مورد را به ما اطلاع دهید.