![]()
«گوسفندی که گریه کرد»
پدرم قصاب بود و افتخار میکرد که تا هفتپشتمان قصاب بوده! اما از بخت بد من، یا بخت خانوادهام، من هیچ شباهتی به آنها ندارم و از حیوانها میترسم؛ یعنی از هر موجودی که روی چهاردستوپا راه برود، میترسم و این دستمایه خنده و تمسخره نُه خواهر و برادر و بیستوسه نوه پدرم شده بود.
پدرم سرشان تشر میزد: «کاریش نداشته باشین؛ من از این بدتر بودم؛ هَفتسالم که میشه، یهروز صبح زود، از خواب بیدار میشم و میرم به سَروَخت پدرم، کارد رو از دستش میگیرم و سر گوسفندی رو که میخواس بکشه، ماهرانه میبرم. از همه بدتر، دهنمو میذارم روی شاهرگ گلوی گوسفند و مثل آب، خونشو میخورم…»
خدا بیامرزد جمیع رفتگان خاک را! مرحوم پدرم دستی به سرم میکشید و با لذت ادامه میداد: «پدر خدابیامرزم، وختی پوزِ پرخون منو دید و اون چشمای خونگرفتهمو، از ذوق میخواست سکته کنه… اینم درست میشه، کاریش نداشته باشین.»
اما نشد؛ هفتسالگی جایش را به هفدهسالگی داد، بیستوهفتسالگی مثل برق و باد رسید و پدرم ناامید شد. همیشه زیر لب غر میزد: «پدر چه قصاب، پسر چه گوشتخوار!»
هیچوقت معنای حرفش را نفهمیدم. سال از پس سال گذشت، دیگر کسی کاری به کارم نداشت؛ حتی مسخره هم نمیکردند.
همیشه پیش از بوق سگ، در خانه ما بلوا بهپا میشد؛ خنده، سروصدای قصابها، جیغوداد، خِرخِر و گریه گوسفندها… نمیدانم گریه آنها را دیدهاید؟ وای که چه نگاهی دارند و چه عجزی در چشمهای ساکتشان موج میزند! انگار فحش میدهند، شاید فکر میکنند با کشتهشدن هرکدامشان، این سیر تسلسلی کشتار، به آخر میرسد و میدانند بالاخره کسی میآید و انتقامشان را میگیرد؛ اما چه کسی؟ کی؟ چطور؟ کجا؟ با چی؟ آیا ناجی، یک گوسفند است؟
آفتاب که پهن میشد، گوشه خانه، محشر کبری بود؛ خون، پوست، روده، بوی گند مدفوع نیمههضمِ شکمبهها، خرخر گربهها و سروصدای مادرم که داد میزد: «وای! وای! خدا مرگتون بده. لامصبا! چرا تمیز نکردین؟ همهچی رو گذاشتین تا منِ بدبخت…»
اینها همه مال قبل از پیداشدن پدیدهای به نام کشتارگاه بود. سالهاست که دیگر در خانه، گوسفندی کشته نشده است؛ غیر از ده روز اول محرم که کشتار در کوچه، خیابان و خانه، آزاد است و آنوقتی که کشتارگاه، اجازه کشتن گوسفندهای عیبوعلتدار را نمیدهد، آنها مجبورند قاچاقی، این کار را در خانه انجام دهند.
حالا، موهایم سفید شده و کمرم خم آورده است؛ اما هنوز…
نویسنده: علی اکبر کرمانینژاد /
راوی: شهرزاد فتوحی /
تنظیم: مجتبی میرسمیعی
*️⃣ راهنمای پخش “گوسفندی که گریه کرد ~علی اکبر کرمانی نژاد” در تماشاخانه و مدیاکلاب لیلیت
1️⃣ درصورت استفاده از فیلترشکن/پروکسی روی دستگاه خود، بهتر است آن را غیرفعال کنید!
2️⃣ محتوای صوتی و تصویری از سایتهای بصورت رایگان اشتراکگذاری گردیده است، که نام منبع آن در همین صفحه درج گردیده است.
3️⃣ درصورت وجود هرگونه مشکل در پخش، لطفاً از طریق گزینه [پیامگیر گوشه چپ صفحه] ، مورد را به ما اطلاع دهید.