![]()
این قصۀ کودکی من است. هر روز عصر پنجشنبه من این داستان را برای مادربزرگم میخواندم و او در حالیکه با نخود و کشمشی که توی یک کاسه ریخته بود بازی میکرد به قصه گوش میداد. قصه را از روی یک کتاب کهنه و قدیمی میخواندم با برگهای کاهی که تصویر یک خارکن روی آن نقش بسته بود. نمیدانم مادربزرگ نابینایم آرزوی حل چه مشکلی را داشت. شاید نگران پسر ته تغاریش بود که بیش از همه خاطرش را میخواست و او کمی سر به هوا بود. یا شاید خواستههای بزرگتری در سر داشت.
با صدای: فاطمه نیازی
*️⃣ راهنمای پخش “پیر خارکن و آجیل مشکل گشا ~کوتاه” در تماشاخانه و مدیاکلاب لیلیت
1️⃣ درصورت استفاده از فیلترشکن/پروکسی روی دستگاه خود، بهتر است آن را غیرفعال کنید!
2️⃣ محتوای صوتی و تصویری از سایتهای بصورت رایگان اشتراکگذاری گردیده است، که نام منبع آن در همین صفحه درج گردیده است.
3️⃣ درصورت وجود هرگونه مشکل در پخش، لطفاً از طریق گزینه [پیامگیر گوشه چپ صفحه] ، مورد را به ما اطلاع دهید.