![]()
گدای عشقم و سلطان حسن شاه من است
به حسن نیت عشقم خدا گواه من است
خیال روی تو در هر کجا که خیمه زند
ز بیقراریم آنجا قرارگاه من است
به محفلی که توئی صد هزار تیر نگاه
روانه گشته ولی کارگر نگاه من است
هزار برق نظر خیره سوی تو لیک
شعاع روی تو از پرتو نگاه من است
خرابه ای شده ایران و مسکن دزدان
کنم چه چاره که اینجا پناهگاه من است
اگر چه عشق وطن میکشد مرا اما
خوشم بمرگ که ایندوست خیر خواه من است
ز تربت من اگر سر زند گیاه و ز آن
برنگ خون گلی ار بشکفد گیاه من است
در این دو روزه ایام غم مخور که گرت
غمی بود غمت اسوده در پناه من است
ز راه کچ چو بمنزل نمیرسی برگرد
براه راست که این راه شاهراه من است
در اشتباه شد عمر من و یقین دارم
که آنچه به ز یقین است اشتباه من است
اگر چه بیشتر از هر کسی گنه کارم
ولیک عفو تو بالاتر از گناه من است
حقوق خویش ز مردان اگر زنان گیرند
در این میان من و صد دشت زن سپاه من است
گریخت هر که ز ظلمی بمامنی عارف
شرابخانه در ایران پناهگاه من است
شاعر: عارف قزوینی
با صدای: الهه توشه، پریسا
*️⃣ راهنمای پخش “گدای عشق ~عارف قزوینی” در تماشاخانه و مدیاکلاب لیلیت
1️⃣ درصورت استفاده از فیلترشکن/پروکسی روی دستگاه خود، بهتر است آن را غیرفعال کنید!
2️⃣ محتوای صوتی و تصویری از سایتهای بصورت رایگان اشتراکگذاری گردیده است، که نام منبع آن در همین صفحه درج گردیده است.
3️⃣ درصورت وجود هرگونه مشکل در پخش، لطفاً از طریق گزینه [پیامگیر گوشه چپ صفحه] ، مورد را به ما اطلاع دهید.