![]()
داستانی دربارهی آدمها و دلتنگیها. دربارهی عفت که پیغامِ خیلیها را میآورد و میبرد.
شبیهِ خبرهایی بود که میآورد. یعنی قیافهاش شبیه خبرهایی میشد که با رشته سیمهای مخابرات به خانهاش میآمد. از راه رفتنش و از ذرّه ذرّه ی تکان های تنش میشد فهمید خبری که رسیده خوب بوده یا بد.
اگر خبر خوب بود با روسری سفیدِ برّاقش میآمد و چادر نوِ گُلگُلی اش را روی سرش میانداخت. چشمهایش از شادی بیحدوحصری برق میزد. جَلد از راه میرسید و کلی بویِ خوب با خودش میآورد. بوی میخک و هِل و عطرهای خلیجی. بوی زنهای جوانی که پسر زائیده اند و ذوق مرگند و سورمه ی چشم هاشان از یک فَرسخی پیداست.
نویسنده: ابراهیم سلیمی کوچی
عکاس و طراح کاور: ابراهیم سلیمی کوچی
با صدای: ابراهیم سلیمی کوچی
*️⃣ راهنمای پخش “داستان عفت ~کوتاه” در تماشاخانه و مدیاکلاب لیلیت
1️⃣ درصورت استفاده از فیلترشکن/پروکسی روی دستگاه خود، بهتر است آن را غیرفعال کنید!
2️⃣ محتوای صوتی و تصویری از سایتهای بصورت رایگان اشتراکگذاری گردیده است، که نام منبع آن در همین صفحه درج گردیده است.
3️⃣ درصورت وجود هرگونه مشکل در پخش، لطفاً از طریق گزینه [پیامگیر گوشه چپ صفحه] ، مورد را به ما اطلاع دهید.