![]()
داستان کوتاه تدریس در بهار دل انگیز
از کتاب سنگر و قمقمه های خالی، شاید بتوان گفت فیلسوف ترین نویسنده ی معاصر ما بهرام صادقی ست. آدم مایوسی که هم از مرگ میترسد و هم آن را به سخره گرفته است. بیاد بیاوریم سخنرانی مشهور هوشنگ گلشیری را که در مراسم بزرگداشت صادقی کرده است.
در داستان ” تدریس در بهار دل انگیز” فضا رعب آور و غیرواقعی مینماید. همه چیز انگار از پشت پرده ای از مه دیده میشود. هیچ کسی موقعیت خودش را در نمی یابد. هیچ کس حتی نمیداند مخاطبش کیست. در این دنیای سوررئال، همه چیز عادی معرفی میشود تا خواننده حتی در واقعیت های معمولی هم دچار شک شود. همه در مقابل قدرت معلم که در بدو قصه حضوری مادی ندارد و بالاخره رخ مینمایاند مقهور و تسلیم محض هستند. تنها مخاطب واقعی معلم در کلاس پیرمردی است که بخاطر کهولت سن و نزدیکی به مرگ در موقعیتی حقارت آور قرار میگیرد ولی او هم ناتوان از نشان دادن خود است و یارای مقاومت ندارد. معلم هم که نماینده ی قدرت قاهره است بجای تدریس، اول پیرمرد را محاکمه و سپس مجازات میکند. تدریس در بهار دل انگیز نمونه ای ترین قصه ای ست که فضای نومیدی و یاس حاکم بر جامعه و هراس روشنفکر و نویسنده از قدرت را بخوبی باز مینمایاند. لحظه های دردناک و وحشت افزا را در کنار طنز استثنایی صادقی یک جا میتوان در این قصه دید و لمس کرد.
نویسنده بهرام صادقی
با صدای: امیر اردلان داودی
*️⃣ راهنمای پخش “تدریس در بهار دل انگیز ~بهرام صادقی” در تماشاخانه و مدیاکلاب لیلیت
1️⃣ درصورت استفاده از فیلترشکن/پروکسی روی دستگاه خود، بهتر است آن را غیرفعال کنید!
2️⃣ محتوای صوتی و تصویری از سایتهای بصورت رایگان اشتراکگذاری گردیده است، که نام منبع آن در همین صفحه درج گردیده است.
3️⃣ درصورت وجود هرگونه مشکل در پخش، لطفاً از طریق گزینه [پیامگیر گوشه چپ صفحه] ، مورد را به ما اطلاع دهید.