![]()
داستان صوتی یک روز صبح زود
سر گذر زیر بازارچه ، چند قدم جلوتر از سقاخانه ، حجره داشت . مال خودش نبود مال باباش بود. بابا عمرش رو داده به شما . همین چند وقت پیش بود . یک روز صبح زود از رختخوابش بلند نشد . داخل حیاط نرفت. دست و صورتشو توی آب یخ زده حوض نشست. بهش گفتم بابا ! آب حوض یخ زده . سرده…
نویسنده : سیامک احمدی
با صدای: سیامک احمدی
*️⃣ راهنمای پخش “یک روز صبح زود ~سیامک احمدی” در تماشاخانه و مدیاکلاب لیلیت
1️⃣ درصورت استفاده از فیلترشکن/پروکسی روی دستگاه خود، بهتر است آن را غیرفعال کنید!
2️⃣ محتوای صوتی و تصویری از سایتهای بصورت رایگان اشتراکگذاری گردیده است، که نام منبع آن در همین صفحه درج گردیده است.
3️⃣ درصورت وجود هرگونه مشکل در پخش، لطفاً از طریق گزینه [پیامگیر گوشه چپ صفحه] ، مورد را به ما اطلاع دهید.