![]()
داستان صوتی پیک آخر
همین دیروز. توی میخانه ای که نداریم،
با دوستان قدیمی ای که نبودند،
پشت دود غلیظ دلتنگی نشسته بودم.
پیک دوم و سوم و… سرم که گرم شد، دستی روی شانه ام نشست. برگشتم ببینم صاحب دست…
گفت اجازه هست؟
گفتم
تنها نیستم! میبینی که!
و به دوستان قدیمی ام اشاره کردم.
گفتم
باید از آنها هم اجازه بگیری!
گفت
نگران آنها نباش، مرا نمی بینند.
و نشست
نویسنده : قاسم کشکولی /
موسیقی و تنظیم : مرتضی محقق /
با صدای: قاسم کشکولی
*️⃣ راهنمای پخش “پیک آخر ~قاسم کشکولی” در تماشاخانه و مدیاکلاب لیلیت
1️⃣ درصورت استفاده از فیلترشکن/پروکسی روی دستگاه خود، بهتر است آن را غیرفعال کنید!
2️⃣ محتوای صوتی و تصویری از سایتهای بصورت رایگان اشتراکگذاری گردیده است، که نام منبع آن در همین صفحه درج گردیده است.
3️⃣ درصورت وجود هرگونه مشکل در پخش، لطفاً از طریق گزینه [پیامگیر گوشه چپ صفحه] ، مورد را به ما اطلاع دهید.