![]()
داستان صوتی “شب بدری”
اگر روز بود بهتر میتوانست به خودش برسد. کاش دانسته بود که مرد امشب میآید. کاش کسی به او خبر داده بود. قابلمه و فانوس را جلوتر کشید. صورتش در آینه نمایان تر شد و زردتر نمود با سرخاب درست میشود. صدای پارس سگی او را ترساند . انتظارش را نداشت . برگشت و باز جلوی آینه تا شد . قلم سرمه دار را بر موژه ها کشید. با شتاب میکشید. تا رسیدن مرد به خانه دقایقی بیش نمانده بود. سیاهی سرمه موژه ها را بلندتر و براق تر مینمود. لحظه ای از قلم زدن دست برداشت و به قرص صورت نگاهی انداخت. حالا نوبت آن یکی چشم است که ناگهان یکی در زد…
نویسنده :قاضی ربیحاوی /
با صدای: نوشین فراحمدی
*️⃣ راهنمای پخش “شب بدری ~قاضی ربیحاوی” در تماشاخانه و مدیاکلاب لیلیت
1️⃣ درصورت استفاده از فیلترشکن/پروکسی روی دستگاه خود، بهتر است آن را غیرفعال کنید!
2️⃣ محتوای صوتی و تصویری از سایتهای بصورت رایگان اشتراکگذاری گردیده است، که نام منبع آن در همین صفحه درج گردیده است.
3️⃣ درصورت وجود هرگونه مشکل در پخش، لطفاً از طریق گزینه [پیامگیر گوشه چپ صفحه] ، مورد را به ما اطلاع دهید.