![]()
داستان “چاه”
گرد و غلمبه شده مثل جغد نشسته بود و پشت پهنش را چسبانده بود به دیوار شوره زده. یک جوری میخ شده بود تو صورتم و یکریز مرا میپایید. چشم های عجیب و غریبی داشت. فقط یکی از چشماش تکون میخورد. چشم چپش. وقتی که کله اش را یکوری میکرد تا بهتر ببیند ، مردمک چشم چپش سر میخورد . مثل تیله چرک گرفته ف میچسبید گوشه حدقه. اما چشم راستش این جوری نبود. چون تیله مشکی وامانده اش ، بی حالت ، همان وسط مانده بود و تکان هم نمی خورد. طوری که انگار از پشت پیچ شده بود!
دل آشوبه گرفتم. بر و بر نگاهش پر از سکوت بود…
نویسنده : احمد آرام
با صدای: نوشین فراحمدی
*️⃣ راهنمای پخش “چاه ~احمد آرام” در تماشاخانه و مدیاکلاب لیلیت
1️⃣ درصورت استفاده از فیلترشکن/پروکسی روی دستگاه خود، بهتر است آن را غیرفعال کنید!
2️⃣ محتوای صوتی و تصویری از سایتهای بصورت رایگان اشتراکگذاری گردیده است، که نام منبع آن در همین صفحه درج گردیده است.
3️⃣ درصورت وجود هرگونه مشکل در پخش، لطفاً از طریق گزینه [پیامگیر گوشه چپ صفحه] ، مورد را به ما اطلاع دهید.