
شناسـنامه اثرهنری
عنوان اثر: رخبهرخ؛ میانِ دو بال
تکنیک: رنگ روغن
سبک: کوبی-کاتور
ابعاد اثر: 100×70
توضیحات:
در این اثر، «کوبیکاتور» از کالبد انسان عبور کرده و بر سیمای ایران نشسته است؛ جایی که جغرافیا به پرتره بدل میشود و خطوط مرزی، روایتگرِ فراز و نشیبهای یک هویتِ کهن هستند.
بومی که پیشتر اثری دیگر بر آن نشسته بوده، اکنون بهجای پاک شدن، نقشِ لایهی پنهانِ تاریخ را بازی میکند؛ تاریخی که همیشه در زیر هر روایت تازهی این سرزمین نفس میکشد.
در دل این چهره، دو شاپرک روبهروی هم ایستادهاند؛ شاخبهشاخ.
یکی با سری سیاه و نگاهی رو به فرود، با بالهایی از رنگهای تیره و زخمخورده؛ و دیگری با سری سپید و نگاهی رو به اوج، با بالهایی روشن، سبز و طلایی؛ حاملِ رؤیای صلح.
**ویژگیِ بارزِ این اثر، سیالیت و تنیدگیِ آگاهانهی رنگها در یکدیگر است؛ جایی که مرزهای صلب و خطوطِ مستقیم، جای خود را به ارتعاش و شکستگیهای «کوبیکاتور» دادهاند. این درهمآمیختگی، استعارهای است از پیوندِ ناگسستنیِ نور و تاریکی؛ گویی در بطنِ هر صلح، سایهای از جنگ و در لایههای هر جنگ، امیدی به صلح میلرزد. خطوطی که از انضباطِ خشک میگریزند، نمادی از تلاطمِ مدامِ زندگی و واقعیتی هستند که هیچگاه تکبعدی نیست.**
دریای مازندران نیز در این قابِ لرزان، دوپاره است؛ بازتابِ دو حال از یک آسمان واحد.
این اثر یادآور حقیقتی است که در لایههای رنگ و شکستِ خطوط پنهان شده:
جنگ و صلح هر دو از درون ما آغاز میشوند؛
همانقدر نزدیک، همانقدر سیال و همانقدر سرنوشتساز.
تضاد میان مرز و پرواز:
قفسِ ناتمام، نقطهی تلاقیِ پرواز و محدودیت است؛ جایی که بالها هنوز میجنبند، اما نیمی از فضای تنفسشان را رنگها تصاحب کردهاند.
این نیمهپنهان بودن یعنی:
«هیچ قفسی مطلق نیست، همانگونه که هیچ پروازی هم تماماً آزاد نیست.»
🖼 فریم قاب بصورت مجازی میباشد و ابعاد اثر بدون قاب درج شده است.








