
تخصص/مهارت:
نقاش، تصویرگر، نمایشگاهگردان
معرفی/ بیوگرافی:
نگین احتسابیان (به انگلیسی: Negin Ehtesabian) هنرمند ایرانی، متولد 1358 در تهران است.
خانم نگین احتسابیان، از هنرمندان سرشناس ایران میباشد.
• سوابق فعالیت:
کارشناسی ارتباطات تصویری دانشکده هنرهای زیبا دانشگاه تهران و کارشناسی ارشد ناتمام انیمیشن دانشگاه غربی انگلستان / بریستول UWE
عضو پیوسته انجمن فرهنگی هنری تصویرگران ایران از 1384
انجمن صنفی طراحان گرافیک ایران 1382 – 1387
انجمن تصویرگران انگلستان2012-2010
برگزیده نمایشگاههای هنری تصویرگری، طراحی پوستر و هنر جدید در ایران، مکزیک، آذربایجان، صربستان، مکزیک، آذربایجان، بلغارستان، آمریکا، اسپانیا، کانادا، امارات، دانمارک، اسلواکی، ایتالیا، ژاپن و …
تصویرگری بیش از سی کتاب چاپ شده در ایران و ایتالیا، آلمان، هند، چین، تایوان، کانادا و ترکیه
برگزاری کارگاه تصویرگری در ایران و هند
آموزش نقاشی کودکان در موزه رضا عباسی، شیرخوارگاه آمنه و آموزشگاه خصوصی
شرکت فعالیتهای هنری داوطلبانه محیط زیستی و حمایت از حقوق زنان و کودکان، فعالیت هنر خیابانی و اینتراکتیو و نقاشی دیواری
انتشار چهار کتاب تالیف و بازنویسی برای نوجوانان و مقالاتی در زمینه تصویرسازی و نقد کتاب تصویری در نشریات تخصصی ادبیات کودک چون پژوهشنامه ادبیات کودک و نوجوان و مجله تندیس
• جوایز:
لوح تقدیر «یکی از سه کتاب تصویری برتر ادبیات کودک و نوجوان در چهل سال اخیر» از مرکز مطالعات ادبیات کودک دانشگاه شیراز (1395)
پلاک «ماهی سیاه کوچولو» از طرف شورای کتاب کودک ایران (1393 و 1397)
برنده پلاک قلم طلایی دوسالانه بینالمللی تصویرگری (بلگراد، 2007)
برنده مدال تشویقی کنکور کتابهای تصویری نوما (ژاپن، 2006)
برنده ششمین جشنواره گرافیک و یازدهمین جشنواره تصویرگری کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان (1382 و 1383)
در طول زندگیام از فضای فکری و آثار بسیاری از هنرمندان و نویسندگان تاثیر گرفتهام. مثلا داوینچی همیشه برایم یک بت تحسین برانگیز بود و خطوط طراحیهایش انگار قدرت ماورایی داشت. از روی آثارش کپی میکردم و در تشنهی رازی بودم که نمیگذاشت این خطوط حتی به آن دنیای کامل نزدیک شود. ذهن جادویی هنر به حساب میآمد. ونگوگ برایم مثل روح هنر بود و به کالبد ظاهری آن جان میبخشید، خواندن کتاب شور زندگی درباره سرگذشتش در دوران نوجوانی، همزمان شد با خواندن کتابهای رومن رولان و داستان زندگی کامیل کلودل، ادیت پیاف و فروغ فرخزاد؛ و آشنا شدن با مجموعه این داستانها تاثیر زیادی روی من گذاشت. تصورم این بود که یک هنرمند باید چنین تجربههای عمیقی را در رنج انسانی و عواطفش از سر بگذراند تا بتواند حرفی برای زدن داشته باشد، حتی به قیمت جنون! و همیشه فکر میکردم بدون رنج بردن نمیتوانم به فهم آن دنیای فراتر برسم. احساس میکنم یکجاهایی در زندگیم آگاهانه به دنبال رنج رفتهام چون فکر میکردهام باعث میشود درکم از هستی عمیق تر شود. هنوز حس میکنم چیزی که بین من و تصویرگری حرفه ای فاصله میاندازد همین است که این هنر به صورت سفارشی و کاربردی ربطی به جوشش درونی عاطفی و تجربههای زندگی فرد ندارد و با یک فاصلهای از عواطف در محدوده معقول ذهن اتفاق میافتد. حتی خیالپردازیهایش وقتی مخاطب مشخص دارد محدود و مشخص است. بعدها که با زندگی و هنر فریدا آشنا شدم، او هم به شمایل قلب هنر درآمد و در جانم نشست، جایی که هنر بال میشود برای تن رنجور و جادویش باعث میشود که هنرمند هر زندگی را تاب بیاورد. اینجا نقطه پیوندی برای من است چون به نظر من نقاشیهای فریدا هم مثل تصویرگری روایت دارد، هم از درون هنرمند ریشه میگیرد و هنر ناب است. اما پیکاسو برای من همیشه الگوی حرفهای هنر بود. از شخصیتش خیلی خوشم نمیآمد ولی قدرتمندی و رهایی هنرش را میستودم، این را که هرکاری دلش خواست کرد و از هر سویی دید و از هر چیزی الهام گرفت و به نظرم ذهن پیکاسو همانی است که در نسل بعدی تبدیل به کارخانه وارهول شد. پیکاسو برای من جسم یاغی هنر است که بلد است از زندگی کام بگیرد و با آن آمیخته نشود. به نظر من روحیه پیکاسو یا وارهول خیلی به واقعیت تصویرسازی نزدیک تر است.

• رویدادهای جاری:
📅 درحال حاضر رویدادی موجود نمیباشد.
• کد QR:
📲 جهت دسترسی سریع و اشتراکگذاری آسان، این بارکد را با تلفنهمراه اسکن نمائید.






























